السيد موسى الشبيري الزنجاني

7785

كتاب النكاح ( فارسى )

نُه روز حمل در يك جا است ، بعد از نُه روز در يك جايى واقع مىشود و سه ماه در آنجا قرار مىگيرد ، و بعد از سه ماه دوباره در قفل ديگر قرار مىگيرد ، و بعد دوباره بعد از سه ماه ديگر در يك قفل ديگر قرار مىگيرد كه نُه ماه مىشود ، كه در نتيجه در روايت مدت حمل ، نُه ماه و نُه روز مىشود و اينها گفته‌اند نُه ماه و نُه روز كسى قائل نيست و اين خلاف اجماع است . براى حل مشكل گفته‌اند اينكه مىگويد در قفل اول سه ماه مىگذرد يعنى سه ماه به ضميمه آن نُه روزى كه قبل از ورود به قفل بوده ، ولى با نظر به عبارت مشاهده مىشود كه اين معنا بسيار مستبعد است . ولى به گمان ما مىتوان همان معناى ظاهرى روايت را پذيرفت ، و چنان كه شنيده شده و البته بايد تحقيقى بشود ، متعارف حمل آن است كه چند روزى از نُه ماه مىگذرد ، و احتمال دارد آقايانى كه حد أكثر نُه ماه گفته‌اند ، منظورشان نفى ده ماه است نه جمود بر نه ماه دقيق . چنان كه تعبير روايت مىگويد نُه ماه بچه مىماند ، هشت ماه نمىماند ، هفت ماه مىماند ، شش ماه مىماند ، ولى بين ماه‌ها را تعبير نمىكنند ، اين خيلى تعبير رائجى است ، گاهى تعبير كه مىشود ، آن كسرها مراد نيست ، اينكه مىگويد نُه ماه حد أكثر است ، در مقابل ده ماه است ، در مقابل يك سال است و در مقابل نُه ماه و چند روز نيست ، فقهائى هم كه ذكر كرده‌اند ، مرادشان اين است . البته يكى از روايات مىگويد اگر يك لحظه از نُه ماه گذشت ، مادر را هلاك مىكند كه آن روايت ضعيف السند است و مطلبش هم مقطوع الخلاف است و نمىدانيم اين را چه كسى گفته است . چنين تعبيراتى در مباحث حج هم رايج است مثلا مىگويد اگر نصف شد چطور ، گاهى در طواف مثلًا ثلاثه تعبير مىشود و در مقابل أربعه است ، اين تعبيرها همه متعارف است ، به هر حال روايت صحيح السند است و بايد آن را اخذ كرد . 2 . روايت وهب : عدة من أصحابنا عن أحمد بن أبى عبد الله عن أبيه عن وهب عن ابى عبد الله عليه السلام قال « قال امير المؤمنين عليه السلام يعيش الولد لستة أشهر و لسبعة أشهر و